به‌روز شده در: ۱۸ شهريور ۱۳۹۹ - ۱۷:۰۰
کد خبر: ۳۶۸۴۶
تعداد نظرات: 4 نظر
تاریخ انتشار: ۳۱ خرداد ۱۳۹۹ - ۱۳:۰۹
مصاحبه با محیط‌بانان
من بعد از بازگشت از ایران به کردستان عراق، در وزرات محیط‌زیست استخدام شدم و طی مصاحبه با وزیر محترم محیط زیست فوری مسئول محیط‌طبیعی در اربیل شدم و در این مدت پایه‌گذاری سه منطقه حفاظت شده نمودیم.
امید عزت پورزیست‌بوم/امید عزت‌پور*: این مصاحبه تنها بخشی از خاطرات محیط‌بان بازنشسته عدنان جمشیدی بود که بطور تصادفی و به مدد شبکه‌های اجتماعی و در اینستاگرام با او آشنا شدم، شما هم اگر محیطبانی می‌شناسید که می‌توان به ما در زمینه آشنایی مردم با شغل محیطبانی کمکی کند و یا محیطبانان بازنشسته‌ای با خاطرات شیرین دارد، حتما به ما اطلاع دهید.

هدف از تدارك اين مصاحبه‌ها قدرداني از تلاش محيطباناني است كه طي سالها در امر حفاظت از طبيعت ایران كوشيدند و ما توانستيم با تدارك اين مصاحبه‌ها پاي صحبت آنان بنشينيم  و به نوعي قدردان زحمات آنان باشيم و آنها نيز بدانند هيچ وقت فراموش نخواهند شد.

این مصاحبه در روزهای پایانی سال 98 تهیه گردیده است. بعد از ویراستاری و شیوع کرونا و تاخیر چند ماهه در خرداد ماه منتشر شد.
 
خودتون رو براي ما معرفي كنيد ؟
عدنان علی میر جمشید معروف به عدنان جمشیدی - متولد سال 1337 شمسی و 1957 ميلادي روستاي علی میر خانقین. كردستان عراق.

من در سال 1354 توسط محیط زیست در آوردگاه پناهندگان سرپل ذهاب بعنوان کمک محیط بان استخدام قراردادی شدم، ابتدا برای استان فارس انتخاب شدم، ما بیست و پنج نفر بوديم . وقتی به استان فارس رسیديم و به اداره کل محیط زیست این استان رفتيم، از سوی مدیر و مسؤلین وقت مورد استقبال قرار گرفتيم، چون نیروهایی جديد بوديم كه قرار بود به بدنه سازمان اضافه شويم، جالب است بدانید مدیر کل وقت نیز جناب آقای هوشنگ ضیائی بود.

​در اين مورد كمي بيشتر توضيح دهيد ؟
هوشنگ ضیایی برای تمام ما 25 نفر سخنرانی کرد ضمن استقبال و خوش آمدگویی به ما گفت شما عزیزان باید در استان فارس پخش شوید و به مناطق تزریق شوید، حتی به ما گفت می توانید چند نفر با هم یک شهرستان را انتخاب کنید. در آن روز نماینده ادارات محیط زیست شهرستانی هم آمده بودند که حتی آنان نیز افرادی را برای خود انتخاب کنند.

من و چند نفر دیگر توسط مرحوم سید علاالدین طباطبایی مسئول دفتری اداره محیط زیست نی ریز انتخاب شديم.
ما فضایی دور از کشور خود را تجربه می کرديم، ما غریب بودیم ‌کسی را هم نمیشناختيم، عدنان در خصوص علاالدین طباطبایی می گوید، محبت ایشان آنچنان بود گویا یک فرشته ای که از طرف خدا آمده بود تا به ماها کمک کند.

عدنان یادآور می شود که بعد از انجام کارهای مقدماتی و اندازه گیری توسط خیاط برای تهیه لباس فرم با اتوبوس راهی نی ریز فارس شدیم، شب رسیدیم رفتیم اداره همانجا ماندیم تا صبح اکثر بچه ها همراه خانواده آمده بودند برای کار و زندگی و اقامت.

عدنان می گوید فردایش ما را بردند منزلی که از پیش کرایه کرده بودند اوایل کار با توجه اینکه لباس فرم نداشتیم،حدود یک ماهی را در اداره مشغول کار بودیم و در این مدت با سایر پرسنل و محیط بانان آشنا شدیم.
محیطبان بازنشسته‌ای که مسئول محیط‌ طبیعی اربیل شد
رئیس اداره محیط زیست نی ریز آقای قاسم مهرجو بود. بعد از مدتی لباسهای فرم مان آمد، هر نفر دو دست لباس ‌جوراب ‌کفش و اورکت بود، خلاصه ما هم بسیار خوشحال شدیم و راهی مناطق شدیم من به منطقه حفاظت شده بهرام گور رفتم وقتی رسیدیم پاسگاهی نبود، داخل روستا یک منزل قدیمی کرایه کرده بودن چراغ نفتی داشت و یک چراغ علاالدین.

ما با همکاران آشنا شدیم، در اوايل هيچ اطلاعاتي درخصوص محيط زيست نميدانستيم و هنوز آموزشي نديده بوديم، فردای آن روز با موتورسیکلت ایژ رفتیم ماموریت داخل منطقه. اولین بار بود که گورخر ایرانی دیدم راستش خیلی تعجب کردم محیطبانان دیگر می گفتند اینها خیلی با ارزش هست نسلشان در حال انقراض است. نباید کسی این ها را شکار کند و باید همیشه شما بیایید و  سر کشی کنید.

در آن دوران چه كساني جذب محيط زيست بعنوان نيروي محيط بان مي شدند؟
نیروهایی که در آن زمان جذب محیط بانی می شدند افراد شکارچی و سرشناس بودند فرزند خان یا آدمی با نفوذ در منطقه چون با اینکار کسی نتواند شکار بکند، حفاظت از حیوانات اولویت اول محیط زیست بود

عدنان اولین متخلفی که دستگیر کردی را به یاد داری؟
اولین متخلفی که گرفته شد همان سال اول استخدام بود و در پناهگاه حیات وحش بختگان. یکی از شکارچیان استان فارس بود بنام آقای س م از خوانین بودن که توسط یکی از محیط بانها شناسايي شد و چون تعداد متخلفین زیاد بودن او بصورت پیاده آمد پاسگاه و موضوع را با ساير محيط بانان در جريان گذاشت.

پرسنل محیط بانی معمولا با خودرو به محل گزارش عازم مي شدند و متخلفين هم كه اكثرا به کار خودشان وارد بودند، ‌ما سعي كرديم بصورت چراغ خاموش در تاریکی شب حركت كنيم پس از طي مسافت طولاني رسيديم به محلي كه يك خودروي لندرور با تعداد هشت لاشه كل وحشي در بالای لندرور بسته بود .كه موفق شديم آنها را دستگير كنيم و با توجه به اينكه خود متخلفين آماده رفتند بودند و كليه ادوات نيز در ماشين بود و بعد از نیم ساعتی چند نفر متخلف نيز دستگیر شدند. اين دستگيري در منطقه خیلی تاثیر داشت در منطقه و حتی استان که فلانی توسط شکاربانان گرفته شده اولین باری بود که لاشه شکار دیدم و همان شب چون باید پرونده خوبی تنظیم بشود ماشین اداره رفت نی ریز ‌مرحوم سید علاالدین طباطبای را آورد چون در مورد تشکیل پرونده استاد بود تا جوری تنظیم بکند نتواند از دست دادگاه در برود .لاشه شکارها هم بدستور دادگاه به مامورین کاشف دادن و او توسط دادگاه جریمه شد، اين موضوع تجربه ای شد در مورد پرونده سازی و بازجویی برای من.

​عدنان جمشیدی نزدیک به بیست پنج سال در محیط زیست ایران خدمت کرد، ‌بیمه تامین اجتماعی بود، او در این خصوص می گوید سال‌های اول برایم جز بیمه حساب نشد جون متاسفانه با بیمه سازمان عقد قرارداد نکرده بودیم.

محیطبان بازنشسته‌ای که مسئول محیط‌ طبیعی اربیل شد
عدنان عزيز تجربه كار در كدام مناطق را داري؟
عدنان جمشیدی در بخش دیگری می گوید : در همه مناطق حفاظت شده استان فارس خدمت کردم از جمله منطقه حفاظت شد بهرام گور ‌و بختگان و .. اما چندی بعد به شهرستان ارسنجان فارس انتقال یافتم و بعد از آن به اداره محیط زیست مرودشت  و در پارک ملی بمو سد درود زن مشغول خدمت شدم، او با افتخار میگوید در طول خدمتی خودم صادقانه کار کرده ام و هیچ خیانتی به محیط زیست نکردم چون وجدانم قبول نمی کرد وحالا هم پس از بازنشستگی وجدانم راحت است که مامور خوبی بودم برای سازمان محیط زیست ایران، و  ‌افتخارم این است که حتی بعنوان محیطبان نمونه نیز انتخاب شدم که مربوط می شود به زمان مدیریت جناب سید حسین آقا میری .

عدنان می گوید من رابطه خوبی با بقیه افراد داشتم و در محیط زیست با همه افراد دوست بودم، چون احترام به همه می گذاشتم و این موضوع متقابل بود ،من همه محیط بانان را مثل برادر خود دوست داشتم.

چند تن از افرادی که در راه حفاظت از محیط زیست تلاش جدی داشتند نام ببرید.
آن زمان در حقیقت معاونین اداره کل ما تاثیر بسزایی در تنویر افکار عمومی در راستای حفاظت از حیات وحش داشتند ،می توانم ابتدا آقای قاسم مهرجو را نام ببرم سپس آقای زند مقدم بود آقای جهاندیده پسر کار درست ادارات سپس در ارسنجان محیط بان اسدالله اسکندری، در مرودشت سید مهدی عندلیب، آقای علیرضا ولی زاده ، فرج سیاوش پور که همه آنها از مدیران خوب محیط زیست بودن

کمی از خاطرات خوب و بد بگو.            
باور بفرما خاطرات از محیط بانی زیاده آدم باید در خاطرات هم اعتراف بکند به کاری که انجام داده من خدا میداند این یک حقیقته میگویم اولین باریه که مي گويم همه محیط زیست فارس میداند که پارک ملی دو قسمت بود همیشه بعد از عید برای جلوگیری از عشایر چادر در قسمت پشت دانشگاه. باجگاه نزدیک گردنه ملو سکان برای جلوگیری از ورود احشام میگذاشتن من همراه سه محیط بان دیگر مستقر بودیم برای ۱۵ روز نوبت اول ما با امکانات خود خوراک همراه برده بودیم چون روزهای آخر بود آذوقه تمام شد یکی از محیط بانان آقای جعفری بود موتور سکلیت داشت گفت من می‌روم آذوقه میخرم برای چند روز باقی مانده عصری بود رفت شب نیامد ما هم گرسنه بودیم شانس ما هیچ عبور عشایری هم نبود تا برویم نان و ماستی تهیه کنیم ، خلاصه خوابیدیم به امید که صبح زود بیاید ولی باز نیامد ظهر هم غذا نخوردیم شد بعد از ظهر گفتیم نه جعفری آمد نه عشایر

 رو به محل چادرهای عشایر آمدم پای یک بوته یک کبک روی لانه اش خوابیده بود دست بردم گرفتنش همه خوشحال شدن گفتن آماده کن بخوریمش، من هم کبک آزاد کردم همه از من ناراحت شدن چرا کبک را آزاد کردی من هم الکی گفتم کبک ما را سیر نمی کند خدا کریمه نان می رساند. 

نظرت در خصوص شغل محيط باني چيست؟
محیط بانی کار بسیار پاک و عالی هست، این شغل باور بکنید مثل آن است که در مسجدی خدمت به خانه خدا بکنید، چون در این جهان همه مخلوق خدا هستن از گیاه بگیر تا همه حیوانات در این طبیعت که خدا درست کرده زندگی میکنند آن هست که می گویم مسجد نباید آن را آلوده نمایم چون خانه خدا سرزمین خدا آلوده نباید بکنم و کسانی خدمت به این آب ‌خاک می کنند باید از هر آلود شدن ‌آلودگی پاک باشن خیانت به طبیعت نکنند من به تجربه یاد گرفتم هرکس به این شغل محیط بانی خیانت به حیات وحش و پرندگان بکنند خدا میداند عاقبتشان گدایی و بدبختی هست . عزیزان اگر در کارتان خدا را شاهد و ناظر قرار بدهید همیشه سرافراز هستی محبوب دل همه هستید و روی شما حساب باز می کنند و مورد احترام اهل محل هستید پس می خواهید خدمت صادقانه کنید ،به مانند مسجدی  است این طبیعت چون برای خدا کار میکنید. همیشه نان توی سفرت هست بچه هایت سلامت هستن این از برادر کوچکشان بشنوید خیانت نکنید پادشاهی سر بلندی از کس نمی ترسید همه احترام دارن

خاطره کوتاه محیطبانی ‌‌بيان كنيد!
من مواقعي كه توی شهر می گشتم و برخورد مردم در مواجهه با ما متفاوت بود يك نکته اي كه مي خواهم همه بدانند اين است كه برخي ها عاشق دوستی با تو نیستند بخاطر شغلتان احترام می گذارند، به طور مثال فردي بود که دکان بزرگی داشت اسباب منزل می فروخت این آقا تفنگ جوازدار هم داشت ‌هر از گاهی شکار میرفت. از دور ما را میدید نیم ساعت دولا و خم راست می شد و تعارفات بسیار که آقا بفرمایید چای نبات و ... ولي من بعد ازينكه که بازنشست شدم و بعد از مدتی که به نزد او رفتم و حتي سلام کردم او جواب سلام ما رو نداد، انگار تا حالا من رو ندیده و نمی شناسد، در آنجا بود که فهمیدم این آقا عاشق و دوست ما نبود بلکه عاشق شغل و به خاطر سو استفاده ما را دوست داشت که اگر در کوه دیدیم با او کاری نداشته باشیم و اگر تخلفي انجام داد روزی نگیریمش توصيه ام به محيط بانان جوان اينه كه گول احترام دروغی برخي افراد را نخورید.

عدنان مي تواني به نام چند تن از مدیراني كه باهاشون كار كردي اشاره كني!
مدیرانی که افتخار آشنایی و خدمت داشتم می توانم به مدیر اول ما آقای هوشنگ ضیائی و سپس آقای خسروده بزرگی و آقای مطلبی پور و بعد سید حسین آقا میری و نیز ‌آقای محمودی راد و بعد آقای محمدحسین پیراسته که در زمان او خودم را باز خرید و به كار محيطباني پايان دادم.

بعد از بازنشستگي چيكار كردي آيا دوباره مشغول كاري شدي ؟
بله پس از بازنشستگی به همراه خانواده به کردستان عراق زادگاه اصلی خودم بود بازگشتم.
من بعد از بازگشت از ایران به کردستان عراق ،در وزرات محیط زیست استخدام شدم و طی مصاحبه با وزیر محترم محیط زیست فوری مسئول محیط طبیعی در اربیل شدم و در این مدت پایه گذاری سه منطقه حفاظت شده نمودیم و چون هیچ تجربه ای در کردستان در مورد حفاظت ‌بنیاد نهادن مناطق نبود من با تجربه ای که داشتم و مطالعه کتابهای سازمان محیط زیست ایران توانستیم مناطق خود را احيا و مديريت كنيم. حتی تابلوهای مناطق با الگوی محیط زیست ایران به دو زبان کوردی - ‌انگلیسی ساختيم و حتي جنس آنها را قويتر و محكمتر درست کردیم.

تمام حيات وحش منطقه را شناسايی و رده بندی کردیم و چك ليستي تهيه كرديم و از کتاب شناخت حيات وحش آقای هوشنگ ضیایي رده ‌بندی علمی بهره گرفتيم. که تماما مورد تائید بودند.

در مناطق گرمسیری که جمعیت آهو و جبیر بود ما اقدام به لایروبی چشمه های قدیمی و حفاری کردن چشمه ها با دستگاهي مخصوص شديم و آب استخراج كرديم و تعداد زیادی آبشخور مصنوعی با گذاشتن تانکر در گودال حفر شده حوض آب درست کردیم که هر هفته با تراکتور آب تمیز به درون آنها بريزيم و شار‍‍ژ كنيم.
محیطبان بازنشسته‌ای که مسئول محیط‌ طبیعی اربیل شد
من افتخار اين رو داشتم بهمراه هياتی به ایران سفر كنيم و قرارداد پنج ساله با محیط زیست آذربایجان غربي برای کمک به محیط زیست کردستان انجام بدهیم ‌تا امروز هم مشغول کار در محیط زیست هستم در امور طبیعی محیط زیست اربیل را برعهده دارم.

در محیط زیست عراق در در بخش امور طبیعی كه فقط در قانون سه ماده در اين زمينه داشت داشت برای حفاظت آئین نامه تهیه کردم که مجموعه اي بود از قانون شکار ‌صید ایران كه به كردي ترجمه كردم و تو با شرايط كردستان تونستيم تطبيقش بدهيم كه مورد قبول قرار گرفت تمام دستور شکار و صيد و ممنوعیت ها در آن گنجاندم، حال با اين اوضاع تمام متخلفین مطابق قانون برخورد می شوند .

از نحوه کمک مردم به حفاظت از محيط زيست در كردستان عراق كمي برايمان بگو !
در اينجا مردم نقش بسيار مهمی در حفاظت دارند و كمك مي كنند بطور مثال هر ماشین و يا موتور مشكوك در منطقه باشد اطلاع می‌دهند. و هیچ کس شکار نمی کند . پس از دستگیری متخلفین ‌اموال متخلفين مصادره میشود از قبيل ماشین ‌تفنگ و ساير ادوات تا اعلام راي نهايي دادگاه، همچنین متخلفین متواری خودرویشان توسط پلیس در تمام استان تحت پیگرد قرار می‌گیرد و هیچ خدمات انتقال یا کاری آن اتومببیل نمی تواند بکند حتی اگر هر ماشینی آشغال بریزد کنار خیابان یا در جاده هر کس مشخصات خودرو را بدهند به محیط زیست فوری طی نامه ای به پلیس جریمه می شود حالا هر ماشینی باشد دولتی يا ‌غیر دولتی.

برگزاری کارگاه‌های آموزشی برای جوامع محلی و مشارکت جویی برای حفظ طبیعت
ما هر روز ماشین گشت داریم در مناطق به روستاها هم ميرويم و با شورای محل گفتگو می كنيم در مورد اهميت حفاظت و نقش حيات وحش صحبت مي كنيم.

از او در خصوص وضعیت تنوع زیستی كردستان عراق هم جویا شدم :
عدنان می گوید در کردستان عراق منطقه ای حفاظت شده داریم بنام منطقه حفاظت شد بارزان این منطقه بزرگ‌ترین جمعیت کل و بز وحشی ‌زیستگاه جنگلی هم دارد، محیط زیست این منطقه بدست مردم هست و مردم به خوبی از آن حفاظت می کنند بدون اینکه کسی به آنها بگوید خود در این راه پیش قدم هستند.

اهالی شهرهای نزدیک کاری به برنامه سازمان محیط زیست ندارند خودشان در حفظ و حراست پيش قدم هستند ، بطوري كه هیچ غریبه ای برای شکار و ضربه به طبیعت نمی تواند به کوههایشان برود و به محیط زیست آسیب برساند كه درختی قطع بکند یا شکاري انجام دهد .

نكته جالبي كه عدنان به او اشاره مي كند اين است كه ؛ اهالی آنجا سال‌های سال است که به احترام بزرگان قبیله، که یادآور شده شکار نکنید تا حالا هيچ كس به شکار نرفته است. و  جمعیت حيات وحش رو به افزايش است و شما مي توانيد به راحتی در اطراف روستاها آنها را مشاهده كنيد و حتی در مواردی حيات وحش به داخل روستا می آیند و از چشمه های نزدیک روستا آب می نوشند، در کنار جاده می توانید به تماشای آنها بشینید حتی با بوق ماشین هم کنار نمی روند. حتی می‌توانید در مواردی آنها را لمس کنید، بله آنها ترسی از انسان ندارند، چون امنیت را مردمان منطقه برای آنها فراهم کرده اند.

با مردم چه صحبتی داري ؟
صحبتم با مردم اینست که، خداوند در این طبیعت رزق و روزی همه را در دل خود جای داده لذا باید به اون احترام بگذاریم تا خداوند درهای بخشش و رحمت را به روی ما باز کند، اگر این طبیعت از بین برود همه بلاهای طبیعی بر سر ما می‌بارد. از خشکسالی،سیل،طوفان ،نابودی زمین های زراعی نابودی احشام همه و همه بسر ما میاید. پس لطف و کرم داشته باشید

حیوانات نکشید،درختان قطع نکنید و آبها را آلوده نکنید ،زباله ها را داخل این طبیعت زیبا رها نکنید.

من از تمام مردم میخواهم برای همیشه طبیعت دوست باشید ،طبیعتان دوست داشته باشید شما هم مثل منطقه بارزان خودتان حفاظت بکنید محیط زیست کردستان عراق حتی یک محیط بان در این منطقه ندارد آنچنان منطقه آرام است که حیات وحش به راحتی به داخل روستا می آید.

در آخر سوالی مانده كه نپرسيدم باشم دوست داشته باشي بپرسم!
آخرین مدیر كل در پايان خدمت من آقای محمدحسین پیراسته بود او از روز اول که آمد رفت پارک ملی بمو ، او در گشت هاي شبانه شركت مي كرد و صبح ها پس از گشت به اداره کل ميرفت و اين درحالي بود كه حتي خواب هم نداشت ،هدفش هم این بود كه ميگفت من یک محیط بان هستم  و به اين موضوع افتخار مي كرد، همه محیط بانهای بمو زیر نظر داشت تا بتواند تغیيراتی در نحوه چيدمان و بالا بردن راندمان كاري بدهد و در اين ميان نیروي دلسوز و كاري را بشناسد و در جای مناسب پارک قرار بدهد. در سال‌های مدیریت ایشان همه محیط بانها در رفاه بودن ‌و تمامي نقطه نظرات ايشان به نحو احسن اجرا می‌شد.

 اما سخن آخر:
حرف آخر هم اینه هر ماموری می‌تواند لطمه بزرگی به طبیعت بزند و میتواند محیط زیست مثل یک دسته گل حفظ کند. باید مسولین همیشه دل خوشی به مامورین بدهند علاوه بر اینکه مدیر هست ‌مسولیت محیط زیست یک استان را بر دوش میکشند، باید برخوردشون با مامورین بسیار دوستانه باشد در یک کلمه: می‌توانند یک را محیط بان دلخوش به ادامه کار بکنند تا با نیروی مثبت و به کار خود ادامه دهند. همیشه شایسته سالاری میان محیط بانان انجام دهند، چون در گرما و سرما و شرایط سخت کاری و در برف ‌باران شب و روز دارن خدمت می کنند باید یک دل گرمی داشته باشند بتوانند خدمت کنند.

*محیط‌بان

منبع: وبلاگ محیط‌بان
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی:۰
انتشار یافته: ۴
نیما
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۲:۴۱ - ۱۳۹۹/۰۴/۰۲
0
0
سالهاست کارهای جناب عزت پور را دنبال میکنم، واقعا محیطبانان بروز و آشنا به مسائل روز و ایده پرداز در زمینه شبکه های و فضای مجازی و تولید محتوا مثل ایشون کم داریم، امیدواریم سازمان متبوع قدردان زحمات افراد اینچنینی باشد که برای معرفی محیط بانی بسیار تلاش کرده اند
نیما
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۴:۳۶ - ۱۳۹۹/۰۴/۰۲
0
0
سالهاست کارهای جناب عزت پور را دنبال میکنم، واقعا محیطبانان بروز و آشنا به مسائل روز و ایده پرداز در زمینه شبکه های و فضای مجازی و تولید محتوا مثل ایشون کم داریم، امیدواریم سازمان متبوع قدردان زحمات افراد اینچنینی باشد که برای معرفی محیط بانی بسیار تلاش کرده اند
مدیر یک استان
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۴:۳۸ - ۱۳۹۹/۰۴/۰۲
0
0
درود بر محیطبانان فعال و ‌کاربلد، مصاحبه جذابی بود
حیدر ویسی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۹:۲۶ - ۱۳۹۹/۰۵/۰۲
0
0
احسنت به محیطبانان دلسوز و دلسوخته محیط زیست .مصاحبه دلنشینی بود .بیاد روزهای خوش محیط زیست.
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربحث ترین عناوین