کد خبر: ۳۶۱۸۶
تاریخ انتشار: ۳۰ مهر ۱۳۹۷ - ۱۳:۱۷
بضاعت سازمان حفاظت محيط زيست ايران، سهم آن از بودجه‌ ملي و شاكله اداري كه براي اين سازمان تعريف كرده‌اند جوابگوي شرح وظايف محيط‌بانان نيست.
زیست بوم: بضاعت سازمان حفاظت محيط زيست ايران، سهم آن از بودجه‌ ملي و شاكله اداري كه براي اين سازمان تعريف كرده‌اند جوابگوي شرح وظايف محيط‌بانان نيست. قصه اين است كه در كشورهايي كه به مراتب جمعيت و مناطق حفاظت شده بيشتري دارند حتي يك چهارم اين تلفاتي را كه در طبيعت ايران اتفاق مي‌افتد، نمي‌بينيم.

در ايالات متحده آمريكا كه 6 برابر ايران جمعيت دارد و در همين حدود هم وسعت مناطق حفاظت‌شده‌اش بيشتر از ايران است؛ در طول 90 سال گذشته از سال 1928 ميلادي تاكنون 25 نفر كشته‌ شده‌اند و نكته جالب توجه اينجاست كه هيچ كدام از آن‌ها با تير مستقيم متخلفان كشته نشدند بلكه يا از كوه افتادند يا مورد حمله يك حيوان وحشي قرار گرفتند يا ماشين‌شان دچار حادثه شده است.

مشكل با مسلح كردن محيط‌بانان و افزايش اقتدار محيط‌بانان حل نخواهد شد. اقتدار محيط‌بانان پيش از انقلاب بسيار زياد بود اما آن زمان هم كشتار در هر دو طرف وجود داشت و حتی كينه‌اي هم بين مردم و محيط‌بانان به‌وجود آمده بود و به خاطر همين، زماني كه انقلاب شد همه هجوم آوردند و تخريب بي‌سابقه‌اي در محيط طبيعي ما رخ داد. بايد از تجربه ديگر كشورها استفاده كنيم. دو گام اساسي براي حل اين مشكل بايد برداريم:

گام نخست ـ بايد به سمت ارتقاي دانايي و سواد محيط‌زيستي براي مردم به‌خصوص جوامع محلي كه در مناطق چهارگانه محيط زيست زندگي مي‌كنند؛ حركت كنيم. بايد آموزش‌هايي بسيار جذاب‌تر و موثرتر به آن‌ها ارائه شود و در كنار آن معيشت‌هاي جايگزين براي آن‌ها تعريف و معرفي شود. بايد جامعه محلي را در مديريت مناطق حفاظت شده به كمك سمن‌هاي محيط زيستي مشاركت دهيم. براساس آمار جامعه محلي، هر جايي كه احساس كرده حفظ محيط زيست به نفع مردمش است نه‌تنها هيچ تعارضي با محيط زيست پيدا نكرده بلكه خودش به‌عنوان يك محيط‌بان عمل كرده است.

منصورآباد در رفسنجان، كاني‌برازان آذربايجان غربي در مهاباد، گندمان در چهارمحال و بختياري تجربه موفق مشاركت جوامع محلي در كشور است. چرا در تمامي اين مناطق ياد شده حتي يك مورد تخلف يا درگيري بين محيط‌بانان و مردم محلي گزارش نمي‌شود؟ دليلش اين است كه ما مردم محلي را در حفظ منطقه شركت داديم و مردم محلي فهميدند كه اگر اين مناطق حفظ شود خودشان از درآمدهايش منتفع مي‌شوند.

 مثلا در كاني‌برازان، ما تالاب را به كمك مردم دوباره احيا كرديم. در واقع كشاورزان بخشي از حقابه خودشان را در اختيار تالاب قرار دادند. تاكستان‌ها ي خودشان را به باغ‌هاي سيب كه نياز آبي‌اش پنج برابر است تبديل نكردند. بعد از اينكه تالاب احيا شد و درياچه خشك شده بود پرنده‌هاي مهاجر كه به سمت درياچه اروميه مي‌آمدند به سمت تالاب كاني‌برازان رفتند. شكارچيان كه آمدند براي شكار پرنده‌ها، باز همين سمن‌ها با آن‌ها صحبت كردند كه به‌جاي اينكه پرندگان را شكار كنيد بيايید طرح «پرنده‌نگري» راه بيندازيد.

سيل گردشگران و اشتغال و پول به منطقه هجوم آورد؛ به اين ترتيب درحال حاضر مردم كاني‌برازان مي‌گويند تالاب خون رگ‌هاي ماست. داستان وقتي جذاب‌تر مي‌شود كه مي‌شنويم بوميان سالانه 60 ميليون تومان براي قرق‌بان هزينه مي‌كنند كه كسي به‌صورت غيرمجاز از آب براي كشاورزي برداشت نكند.

گام آخر- در هيچ‌جاي دنيا محيط‌بان در برابر آن متخلفاني كه در هر حالتي وجود داشته باشد، روبه رو نمي‌ايستد بلكه با تكنيك‌هايي مثل سنجش از دور، رصد ماهواره‌اي و عكس‌هاي ماهواره‌اي و هوايي مي‌شود موقعيت مناطق حفاظت شده را با كمك وسايل ديجيتالي كه در اختيار هست رصد كرد و محيط‌بانان مي‌توانند در ايستگاه‌هاي مخصوصي كه دارند مناطق را رصد كنند و به مجرد اينكه يك متخلف وارد منطقه شد بلافاصله عكس و مشخصاتش را بگيرند و به نزديك‌ترين نيروي انتظامي گزارش كنند و پرونده‌اش را صورتجلسه كنند و اين برود دادگستري و تشكيل پرونده شود. بدون اينكه مستقيما محيط‌بان با متخلف درگير و روبه‌رو شود كه كشته شود يا آن طرف كشته يا مجروح شود وختم به خير شود. اين قسمت نيازمند اعتبار است.

نيازمند اين است كه دولتي كه خودش را دولت محيط‌زيستي مي‌داند واقعا نگاهش به سازمان محيط‌زيست به اندازه نگاه به شهرداري ناحيه پنج منطقه دوتهران نباشد و ما نيازمند اين هستيم كه سازمان حفاظت محيط زيست ارتقاي نرم‌افزاري و سخت‌افزاري پيدا كند و بودجه‌اش متناسب با وظايفش ارتقا يابد و آن وقت است كه مي‌توانيم شاهد باشيم كه اين تعارضات به كمينه برسد.

كاري كه سازمان حفاظت محيط زيست انجام داده اين است كه ازسال 84 محيط‌بانان را به‌عنوان شهيد محسوب مي‌كند. درواقع سازمان بنياد شهيد موظف است كه به خانواده‌هاي آن‌ها مطابق با خانواده شهيد رسيدگي كند و سازمان حفاظت محيط زيست هم تلاش مي‌كند تا به سرعت صورت‌جلسه‌هاي آن‌ها را تنظيم كند تا اين اتفاق بيفتد. از مجلس نيز انتظار داريم لايحه حمايت از محيط‌بانان را تصويب كند. 

آنچه مشخص است، قوانین نیازمند بازنگری جدی هستند و در کنار آن نیازمند فرهنگ سازی گسترده ای در این راستا هستیم. فرهنگ‌سازی نیازمند همت همه بخش‌های مختلف جامعه و رسانه‌هاست. صدا و سیما و باقی رسانه‌های جمعی باید در این موضوع خود را دخیل بدانند. محیط بانان، پاسداران طبیعت ایران هستند اما در بهره‌وری از این سرزمین تمام ساکنان آن سهیم‌اند. برای آنچه که از ما برای آیندگان باقــی می‌ماند باید خود را مسئول بدانیم.
برچسب ها: شکارچی ، محیط زیست
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربحث ترین عناوین