کد خبر: ۳۵۹۸۵
تاریخ انتشار: ۱۷ خرداد ۱۳۹۷ - ۱۱:۲۶
به همین سادگی و در تک‌جمله‌ای از قول یک مقام مسئول، یک اثر باستانی ایران «از ارزش علمی، فرهنگی و تاریخی ساقط شد».
رضا کدخدازادهزیست بوم/رضا کدخدازاده: روز گذشته برخی از مراجع و رسانه‌های رسمی کشور از تخریب تپه تاریخی پنج هزار ساله‌ای در شهرکرد خبر دادند. 

بله! به همین سادگی تپه «چغات ترابی» شهر هفشجان که حتی از سال ۱۳۴۸ به ‌عنوان یکی از «آثار ملی ایران» نیز به ثبت رسیده‌ بود نابود شد! اثری که بیش از پنج هزار سال خود را از طوفان و سیل و زلزله و هر بلای طبیعی و انسانی دیگری حفظ کرده بود، حالا اما در سایه ارزش و اهمیت والایی که برخی از مسئولان کشور برای تاریخ این سرزمین قائلند، توسط تعدادی قاچاقچی مسلح به «لودر» نابود شد!

البته گویا خیلی هم ساده نبوده و دوستان قاچاقچی، زحمت زیادی برای اینکه تیشه به ریشه‌های این مُلک گران بزنند، کشیده‌اند! می‌گویید نه؛ کدام زحمت؟! می‌گوییم درست است که زحمتِ تیشه تیز کردن و تجمیع قدرت بازو در آن را به خود نداده‌اند و راحت و آسوده، به وسیله «لودر» به جان این تپه باستانی بینوا افتادند؛ اما فکر کردید رانندگی لودر ساده است؟!

فکر کردید هر کسی توانایی راندن این غول ویرانگر را دارد؟! اصلاً می‌دانید که هر کس بخواهد گواهینامه و مجوز استفاده از لودر را دریافت کند باید چه مراحل سختی را پشت سر بگذراد؟! اصلاً شما می‌دانید دکمه استارت لودر در کجای آن قرار دارد؟! می‌دانید برای اینکه یک «لودر» به جان یک تپه باستانی پنج‌هزار ساله بیفتید به چه مقدار سوخت نیاز دارد که مبادا یک وقت، وسط کار به این مهمی از حرکت بایستد؟! پس کار برادران قاچاقچی و نابودگر را چندان هم ساده مپندارید!

به‌راستی که آدمی می‌ماند در مقابل این همه بی‌مبالاتی و عدم تعلق به این آب‌وخاک -که در روح جان عده ای نهادینه شده- چه بگوید. مگر می‌شود متعلق به جایی بود و انقدر نسبت به میراث و تاریخش بی‌تفاوت بود؟! شاید خیلی از کسانی که دل در گروی آب‌وخاک این سرزمین دارند، به محض خواندن این خبر اسف‌بار، به اولین کسانی که در دل‌شان ناسزا گفتند، قاچاقچیانی باشد که با «لودر» و بی‌رحمانه به جان این تپه باستانی افتادند.

اما انصافاً خودمان را بگذاریم جای این دوستان قاچاقچی! کدام‌مان در دورانی که تمام ارزش‌های انسانی در کشوری که از بام تا شام شعارهای آسمانی در آن سر داده می‌شود، اما در عمل در تکه‌ای کاغذ به نام «پول» جمع شده؛ برای یک‌شبه از فرش به عرش رسیدن، هنگام فشردن دکمه استارت «لودر» دست‌مان می‌لرزد؟! بینی و بین‌الله چند درصد ما اگر کسی بیاید و در گوش‌مان بگوید «مکانی باستانی پیدا کرده، بیا برویم آنجا کاوش کنیم و به گنج برسیم»؛ می‌گوییم «نه نمی‌آییم، آنجا میراث ملی ماست و نباید باعث ویرانی‌اش شویم»؟! 

البته شاید کمی از عواقبش بترسیم. خاصه آنکه کسی نیز بگوید مکان مد نظر قریب به نیم قرن است که به‌عنوان یک اثر ملی ثبت شده است. اما اگر در مقابل، یک نفر در جمع نیز امنیتش را تضمین کند و با لبخند ژکوند بر لب، فی‌المثل بگوید «می‌خوای با «لودر» ببرمت آنجا دور بزنیم، کسی پیدا نشود به‌مان بگوید خرت به چند من»؛ شبهه دیگری برای‌مان باقی نمی‌ماند جز سهم‌مان از کشفیات! تعارف که نداریم؛ وقتی جایی با این ارزش را انقدر بی‌صاحب ببینیم مگر می‌شود برای ماجراجویی‌هایی که در نهاد هر انسانی ممکن است وجود داشته باشد، وسوسه نشویم؟!

خلاصه اینکه به همین سادگی و در تک‌جمله‌ای از قول یک مقام مسئول، یک اثر باستانی ایران «از ارزش علمی، فرهنگی و تاریخی ساقط شد». بی‌خود هم منتظر اینکه کسی برای این مصیبت از مقامش استعفا دهد نباشیم! تعارف را کنار بگذاریم و صریح و بی‌پروا بگوییم: برخی واقعاً هم خیلی بدشان نمی‌آید که بخشی از تاریخ این سرزمین نابود شود؛ چه با تیشه و به دست خودشان و چه با «لودر» و به دست برادران قاچاقچی! در پاسخ به این افراد اما از زبان سعدی علی‌الرحمه می‌گوییم:

حَطَب را اگر تیشه بر پی زنند
درخت برومند را کی زنند

* حَطَب: هیزم


منبع: زیست بوم
برچسب ها: لودر ، آثار باستانی
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربحث ترین عناوین