کد خبر: ۳۳۸۴۴
تعداد نظرات: 1 نظر
تاریخ انتشار: ۲۸ بهمن ۱۳۹۵ - ۱۷:۱۷
من اسم این دیدگاه را که جا دارد به عنوان ‏یک تئوری مدیریتی و اقتصادی مهم در دنیا طرح شود، « تئوری مدیریت گور خر ساز» یا « ‏zebra ‎replication management theory‏» نامیده ام. ‏
محمد نمازیزیست بوم/ محمد نمازی*:

اول. جناب آقای مهندس نعمت زاده، وزیرمحترم، صنعت، معدن و تجارت، در انتقاد به محیط زیست در ‏جلوگیری از بهره برداری از معدنی در منطقه بهرام گور کرمان، گفته اند؛« يكي از مناطقي كه از نظر آهن و ‏مس ارزشمند است منطقه بهرام گور است كه سازمان حفاظت محيط زيست روي آن دست گذاشته و اجاره ‏معدنكاوي نمي‌دهد. من خودم رفتم و آنجا را ديدم. يك بيابان است كه حالا در گوشه‌اي چهار تا گورخر هم ‏هست. مي‌گوييم اينجا را بدهيد به معدنكار. معدنكار، گورخرها را هم تكثير مي‌كند تا جايي كه كشور پر از ‏گورخر شود.» 

من قصد ندارم، از نطر محیط زیستی به این موضوع بپردازم. بلکه آنچه نظر ‏بنده را جلب کرده، تئوری ویژه و درخشان ایشان، در خصوص امکان تولید گور خر، به صورت صنعتی، و ‏ساخت تعدادی گور خر است که بتواند تمام کشور را پر کند. من اسم این دیدگاه را که جا دارد به عنوان ‏یک تئوری مدیریتی و اقتصادی مهم در دنیا طرح شود، « تئوری مدیریت گور خر ساز» یا « ‏zebra ‎replication management theory‏» نامیده ام. ‏

دوم. مطابق تئوری مذکور، صنعت قادر است، از هر چیزی، مثلا حیوان یا گونه های زیستی مختلف، تعداد ‏اندکی، حداقل یک واحد، دریافت کرده و بینهایت از همان گونه را بسازد و به جامعه تحویل دهد. این تئوری، چیزی است که جامعه بشریت، سال هاست ‏در جست و جوی آن است و افتخار دسترسی به آن، نصیب یک وزیر ایرانی شده است. بر اساس این نظام ‏مدیریتی، مسائل زیست محیطی، از این به بعد، به هیچ وجه جای نگرانی ندارد، زیرا همان طور که گفته شد، ‏امکان تولید هر تعداد لازم از یک گونه زیستی،توسط صنعت گران فراهم شده است.

 ‏سوم. به نظر می رسد، گرچه این تئوری تا کنون به طور صریح  مطرح نشده بوده و طرح صریح و دقیق آن ‏نصیب جناب آقای مهندس نعمت زاده شده است، در بین جمعی از مدیران کشور رواج داشته است.

 این ‏دیدگاه که به رویکرد مهندسی بسیاری از مدیران باز می گردد، محیط زیست، انسان، جامعه و فرهنگ را به ‏مثابه مواد خام، ابزار آلات و ماشین های مهندسی می بیند و عرصه حیوانی، انسانی، اجتماعی و فرهنگی را ‏همچون مواد بی جان و ماشین آلات صنعتی به حساب می آورد؛ لذا بر همین اساس، برای مسائل فرهنگی، ‏اجتماعی، سیاسی و اقتصادی برنامه ریزی می کند. گرچه این تئوری که البته در کشور ما، به گروه و جناح ‏خاصی تعلق نداشته و در دوره های مختلف مورد توجه و استفاده قرار گرفته است، اما افتخار طرح آن به ‏صورت یک تئوری، نصیب جناب آقای مهندس نعمت زاده شد. جا دارد از ایشان بابت طرح این تئوری ‏درخشان قدردانی شود. ‏

چهارم. بسیاری از مشکلات اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی در کشور ما، به همین نگاه مهندسی و ‏ماشینی به انسان و جامعه باز می گردد. شاید طرح « تئوری مدیریت گورخر ساز» و نقد آن، راهی برای ‏برون رفت از این دیدگاه به سمت فهم تفاوت های انسان و جامعه انسانی، بلکه حیوان و محیط زیست، با مواد ‏خام و ابزار آلات صنعتی باشد. در انتها پیشنهاد می کنم، جایزه ویژه ای، با نام «گورخر طلایی»، برای ‏مدیران و نظریه پردازانی در نظر گرفته شود، که همچنان، محیط زیست و انسان را، سنگ و چوب و ماشین و ‏ابزار، فرض می کنند. 

* کارشناس ارشد فلسفه علم
منبع: زیست بوم
مطالب مرتبط
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۱
در انتظار بررسی:۰
انتشار یافته: ۱
فلاح
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۲:۱۵ - ۱۳۹۵/۱۲/۰۲
0
0
در همه‌ی این طرح‌ها محیط‌زیست، توسعه و جوامع محلی در کنار هم دیده شده‌اند؛ در حالی که در کشور ما هنوز تضادهای آشکاری میان طرفداران محیط‌زیست و طرفداران توسعه وجود دارد و در این میان هم کمترین توجه ممکن به جوامع محلی و در کنار آن‌ها حیات‌وحش می‌شود. بنابراین دور از ذهن نیست که با ادامه‌ی این روند، روزبه‌روز ذخایر و ظرفیت‌های بازاری و غیربازاری محیط‌زیست بیش‌تر از قبل نادیده گرفته شوند. اگر ما امروز نتوانیم از ظرفیت حضور ارزشمند پنجمین جمعیت مهم گورهای آسیایی در کشور حفاظت کنیم و راهکاری منطقی چه برای توسعه و چه حتی برای حفاظت داشته باشیم، دور نخواهد بود زمانی که سرمایه‌های مادی بالفعل‌مان مانند معدن تمام شود و دیگر چیزی حتی به اسم محیط‌‌زیست و حیات‌وحش نداشته باشیم که بخواهیم از آن به‌عنوان ظرفیت جایگزین استفاده کنیم.
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربحث ترین عناوین